اختلالات مخچه

 

در برخورد با يك بيمار مخچه اي ارزيابى صحيح و دقيق به منظور شناخت و تعيين مشكلات حركتى ناشى از آسيب مخچه خيلي مهم است. سپس بر اساس مشكلات موجود طرح و برنامه درمان براي مقابله با مشكلات تنظيم ميشود. عمده ترين مشكلات و صدماتى كه در رابطه با ضايعات مخچه ديده ميشوند عبارتند از : 

١- هيپو توني سيته يا شلى و كاهش قوام عضلانى كه با توجه به ناحيه  و شدت آسيب مخچه اي ميتواند ضعيف يا شديد ، يكطرفه يا دوطرفه باشد. در اين مورد بيمار در سمت مبتلا ناتوان از حركت اندام بر خلاف جاذبه است، پوسچر بيمار بخصوص در ضايعه يكطرفه  بد و نا متقارن است، جاي پاي بيمار در سمت مبتلا روي زمين پهن تر و عريض تر است. 

ثبات و تحرك مفاصل پايين است و مبتلا قادر به حفظ وضعيت پوسچرال اندام نيست.

٢- Asthenia: آستني يا خستگي پذيري آسان كه در بعضي موارد ديده ميشود و عبارتست از يك احساس ضعف و خستگي درونى بدون دليل كه قبل از شروع هرگونه فعاليت ارادي ديده ميشود.

٣- آتاكسى: يك اصطلاح كلى است براى بيان كاهش يا فقدان هماهنگى حركتى كه برحسب محل دقيق ضايعه ميتواند يكطرفه يا دوطرفه و عمدتأ در تنه باشد.

٤- اختلال در پوسچر و راستاى بدن و لرزش يا ترمور پوسچرال كه در اين حالت فرد نميتواند اندام را بر خلاف جاذبه بلند كند و ثابت نگه دارد، همچنين نوع ديگري از لرزش، هنگامي كه فرد اندام را به سمت هدفي حركت ميدهد نيز ديده ميشود كه مكانيسم اين دو نوع لرزش يا ترمور باهم متفاوت است ولى هر دو از علايم مخچه اي هستند.

٥- ديسمترى: يعنى بيمار دامنه حركتى مورد نياز را بيشتر يا كمتر از حد طبيعى تخمين ميزند در حركاتى كه بخصوص در اندام فوقانى انجام ميدهد، در بازگشت حركت به جاى اولش دچار مشكل ميشود.

٦- عدم توانايى انجام تركيبات حركتى سليس و آرام و اين حالت موقعى پيش ميايد كه بيمار در توالى و زمانبندي الگوى حركتى و حركات مشكل داشته باشد، در نتيجه حركات به اجزاى خود تجزيه ميشوند. 

٧- اختلال در gait ( راه رفتن )

٨- اختلال در انجام حركات سريع تكراري و متناوب كه بيمار در سرعت حركت دچار اشكال ميشود چرا كه توانايى توقف سريع و بجاى حركت اوليه را ندارد.

٩- اختلال در تكلم يا ديز آرترى كه بارزترين نمونه آن در ضايعات مخچه بصورت صحبت كردن بريده بريده و مقطع است اما در گرامر و دستور زبان و لغات اشكالى ندارند.

١٠- نيستاگموس يا لرزش كره چشم

١١- اختلال در نوشتن بصورت ماكروگرافى

 

كاردرمانى در ضايعات مخچه: مهمترين هدف برگرداندن عملكرد به بيمار تا حد امكان براى ايجاد حداكثر امنيت و ايمنى و جلوگيرى از اتلاف انرژى است.

در زمينه درمان چون بيمار نقص در دقت و هماهنگى، ثبات پوسچرال، نقص واكنش هاى تعادلى و رايتينگ ها و اختلال در gait دارد، بنابراين درمانگر بايد آگاهى هاى لازم در زمينه الگوهاى حركتى طبيعى، پوسچر صحيح، تعادل كافى و مناسب و gait نرمال را به او بدهد. 

روند درمان بايد براساس مراحل رشد حركتى به شرح زير شروع شود:

١- كار بر روي كنترل سر و گردن و تنه: بطور كلى در ابتدا بيمار بايد بتواند سر و گردن را بر خلاف تنه نگه دارد و در مراحل بعدى بايد حركات چرخشى سر و گردن و سپس انجام فعاليت هايى در اين وضعيت با يك دست و وزن انداختن روى دست ديگر ضميمه گردد.

٢- كار بر روى تعادل نشسته: با هدف بهتر شدن كنترل سر و تنه و تقويت عضلات اكستانسور و فلكسور گردن و تنه و در نهايت تحريكات تعادلى و حفاظتى و رايتينگ ها در اين پوزيشن.

٣- كار بر روى وضعيت چهار دست و پا: به منظور ثبات مفاصل اندام فوقانى و تحتانى، كمك به بلند شدن و نشستن از حالت به شكم خوابيده و همچنين انجام تحريكات تعادلى لازم است. 

٤- آماده سازى بيمار جهت ايستادن و راه رفتن 

٥- افزايش و بهبود واكنش هاى تعادلى

٦- تسهيل و تحريك واكنش هاى حفاظتي

همچنين علاوه بر موارد فوق بايد روى ديسمترى، هماهنگى حركتى، visual fixation در تمام وضعيت ها و اصلاح gait كار شود.

بطور كلى بيمار آتاكسى به ثبات در حين حركت نياز دارد، بنابراين حركات و فعاليت هاي داده شده در كاردرمانى بايد از دامنه كم شروع و بتدريج افزايش يابد. سرعت حركات از كم به زياد و از زياد به كم ميتواند متغير باشد.

 

سيد محسن احكامى

كارشناس ارشد كاردرمانى

 

كاردرمانى گفتاردرمانى تاك

سعادت آباد شهرك غرب غرب تهران

 

دسته بندی: 

مرکز توانبخشی تاک