رشد مهارت های دست

حمل کردن (Carry): حمل کردن(حرکت دادن و بلند کردن) شامل ترکیب نرم و ملایم از حرکات بدنی همراه با تثبیت یک شی در دست میباشد. کودک باید برای باقی ماندن شی در بهترین وضعیت قادر به نگه داشتن ساعد در هر درجه از چرخش و تنظیم موقعیت مچ و ساعد در طی حمل باشد، همچنین کودک برای حفظ جهت مناسب شی باید قادر به چرخاندن شانه همزمان با فلکشن شانه و ابداکشن باشد. رها کردن ارادی (release): رها کردن ارادی، مثل گرفتن، وابسته به کنترل حرکات بازو و انگشتان است. برای رها شدن یک شی بازو باید به دقت به سمت وضعیت مطلوب حرکت کند و سپس درحالیکه انگشتان و شست باز هستند ثابت شود. در ابتدا نوزاد بطور ارادی اشیا را رها نمیکند و اشیا یا بصورت غیرارادی یا به اجبار از دستشان خارج میشوند. همچنانکه از پاسخ های تمایز نیافته کودک به محرک های حس عمقی و لمسی کاسته میشود و بر کنترل بینایی و رشد شناختی افزوده میگردد، کنترل ارادی رها کردن ظاهر میشود. با افزایش به دهان بردن اشیا و رساندن دو دست به خط وسط و بازی با آنها نوزاد انتقال اشیا را از یک دست به دست دیگر آغاز میکند. ابتدا کودک حین انتقال یا شی را در دهانش ثابت میکند یا با دست دیگر آنرا بیرون میکشد. بزودی کودک انتقال آزادانه شی از یک دست به دست را آغاز مینماید. دست گیرنده شی را تثبیت میکند و دست رهاکننده کاملا باز میشود. در ۹ ماهگی، نوزاد رها کردن اشیا را بدون ثابت نگه داشتن با دست دیگرش آغاز میکند. در هنگام رها کردن بازو کاملا باز است. نوزاد افزایش کنترل بازو را همزمان با حرکات بازو برای انداختن اشیا در جاهای مختلف، نشان میدهد. مرحله بعدی رشد ثبات آرنج در وضعیت های مختلف است، نوزاد رها کردن را با درجاتی از خم کردن آرنج آغاز می نماید. درمانگر میتواند بازو یا دست را هنگام رها کردن بر روی سطحی ثابت کند. در حدود ۱ سالگی، کودک شی را با ثبات شانه، آرنج و مچ رها می کند در حالیکه، مفاصل انگشتان در این الگو بی ثبات باقی می مانند. بنابراین کودک هنوز اکستانسیون(صاف کردن) زیاد انگشت را نشان میدهد. بتدریج توانایی کودک برای رها کردن شی در ظروف کوچکتر، و گذاشتن مکعب ها بر روی هم افزایش می یابد. الگوی رها کردن در طی چند سال بعد تا زمانیکه کودک قادر به رها کردن اشیا کوچک با درجاتی از اکستانسیون انگشتان که نشانگر افزایش کنترل عضلات داخل دست میباشد اصلاح می نماید. این مهارتها همچنین تلفیق مهارتهای حسی، شناختی و ادراکی با مهارتهای حرکتی را نشان میدهد. عموما کودکان بین ۱۳-۷ سالگی، توان تنظیم کارآمد زمانبندی کاهش نیروئی که با آن یک شی سبکتر و یک شی سنگینتر را میگیرند، برای در نظر گرفتن زمان مناسب در رهاسازی ارادی را نشان میدهند. کاربرد دوطرفه دست (هماهنگی): کودک هنجار از حرکات نامتقارن به سمت حرکات متقارنی، که بصورت دوطرفه است پیشرفت میکند. عدم تقارن ویژگی الگوهای حرکتی تا ۳ ماهگی است. الگوهای متقارن بین ۳ تا ۱۰ ماهگی غالب میشوند یعنی زمانیکه دسترسی دوطرفه، گرفتن و به دهان بردن دستها و اشیا، فعالیت های ابتدایی کودک هستند. کنترل این حرکات بصورت نزدیک به شانه انجام میگیرد و به دستها اجازه میدهد که در خط وسط قرار گیرند. در حدود ۹ تا ۱۰ ماهگی، نوزاد قادر به گرفتن یک شی در هر دست و کوبیدن آنها بهم می باشد. این توانایی برای نگهداشتن یک شی در هر دست بطور همزمان، برای رشد مهارت دوطرفه ضروری است. در ۱۰ ماهگی عمل دودستی با گرفتن شی با یک دست و دستکاری اجرای آن با دست دیگر کاملا مشخص میشود. مهارتهای دوطرفه پیچیده تر به این توانایی وابسته میباشند. در ۱۷ تا ۱۸ ماهگی، نوزاد مکررا از راه کارهای تمیز نقش استفاده میکند( یعنی یک دست شی را ثابت و یا نگه میدارد و دست دیگر آنرا دستکاری یا فعال میکند). برای ظهور این مهارتها باید نوزاد قادر به تفکیک دو سمت بدن از هم باشد و استفاده همزمان از دستها را برای کارکردهای مختلف آغاز نماید. ثبات موثر اشیا نیز بستگی به ثبات کافی شانه، آرنج و مچ دارد. کودک بین ۱۸ تا ۲۴ ماهگی شروع به رشد مهارتهایی که پیش نیازهای دستکاری دوطرفه میباشند، مینماید. مهارتهای دوطرفه شدیدا بستگی به ادامه رشد دسترسی، گرفتن، رهاکردن و مهارتهای دستکاری داخل دستی دارد. تلفیق بیشتر مهارتها رد حیطه های حرکتی، شناختی و بینایی-ادراکی سبب استفاده موثر کودک از برنامه ریزی حرکتی در عملکرد تکلیف میگردد. کودک در حدود ۲ تا ۳ سالگی دستکاری همزمان را نشان میدهد. مرحله رسشی در کاربرد دوطرفه دست، که توانایی استفاده از حرکات متقابل دست و بازو برای فعالیتهای مختلف سطوح بالاتر( قیچی کردن) است، در حدود ۲/۵ سال آغاز میشود. مهارتهای پرتاب توپ: مهارتهای پرتاب توپ نشانگر توانایی کودک در مهارتهای رهاکردن ارادی است. در هنگام انداختن یک توپ کوچک کودک باید حرکات و توالی حرکات را در کل اندام فوقانی تنظیم کند. کودک باید بازو را در موقعیت شروع قرار دهد و سپس برای رهاکردن توپ در فضا با حرکت دادن تنه در مفصل کتفی-بازویی، ثابت نگهداشتن شانه، بازکردن آرنج و تثبیت آن در طی حرکت دادن مچ از حالت باز به خنثی و همزمان با آن بازکردن نیرومند انگشتان و شست آماده باشد. کودکان قبل از اینکه بتوانند این حرکات متوالی را به نرمی انجام دهند و توپ را به محل خاصی بیندازند، باید یک سری از سطوح مهارتی را کسب کنند. در حدود ۲ سالگی، کودک باید قادر به پرتاب توپ به جلو و حفظ تعادل بدن به گونه ای که هنگام پرتاب، بدن به جلو حرکت نکند، باشد. در این سن کودک از حرکات اکستانسوری برای پرتاب توپ استفاده میکند، اما قادر به حفظ فلکشن شانه در هنگام پرتاب نیست. کودک قادر به تفکیک حرکات تنه و بازو است اما قادر به تفکیک حرکات بازو و ساعد نیست. در ۲/۵ تا ۳ سالگی، کودک قادر به پرتاب توپ به سمت هدفی در فاصله ۳ فوتی میباشد. توانایی کنترل جهت حرکت توپ نشانگر توانایی در کنترل بازو میباشد، تا آنجائیکه آرنج حین رها کردن توپ جلوی بازو قرار میگیرد. بنابراین شانه ثبات کافی برای حمایت از حرکات کنترل شده آرنج و انگشت را دارد. در سن ۳/۵ سالگی، کودک قادر به پرتاب توپ به سمت هدفی در فاصله ۵ تا ۷ فوتی در مسیری با انحراف جزئی میباشد. کودک برای دقت بیشتر، قبل از رها ساختن توپ آرنج خود را در جلوی شانه قرار میدهد. اصلاح بیشتر در مهارتهای پرتاب توپ تا چند سال بعد ادامه دارد. فاصله و دقت همزمان با افزایش کسب کنترل کتفی-بازویی، توانایی حفظ بازوها بالای شانه، توانایی برای کنترل زمانبندی اکستانسیون آرنج، مچ و انگشت بهبود می یابد. بنابراین در حدود ۵ سالگی کودک قادر به پرتاب از بالای سر جهت زدن هدفی در ۵ فوتی میباشد. کودکان ۶ تا ۷ ساله قادر به زدن به هدفی در فاصله ۱۲ فوتی با پرتاب از بالای سر میباشند. رشد مهارتهای استفاده از ابزار مهارتهای استفاده از ابزار پیچیده تر از سایر مهارتهای دستی است.، زیرا کودک باید برای کنش بر اشیا بجای دست از یک ابزار هم استفاده نماید. رشد مهارت بکارگیری ابزار برای خیلی از فعالیت های بهداشت فردی، بازی و تفریح و تکالیف مدرسه و کاری ضروری است. مهارتهای استفاده از ابزار برای خوردن و بازی طبیعتا در سال دوم زندگی و بعد از تبحر در مهارتهای اولیه ای، دسترسی، گرفتن و رها کردن بدست می­آیند. مهارتهای دستکاری داخل دستی اجازه میدهند، ابزار بعد از گرفته شدن در دست تنظیم شوند. یک عامل کلیدی در کسب مهارتهای کاربرد ابزار، تعامل زیاد این مهارتها و رشد شناختی است. فرد باید بداند چه کار میخواهد بکند(جنبه هدفمندی تکلیف) و چگو.نه میخواهد آنرا انجام دهد(جنبه عملی تکلیف). هر دوی این عناصر برای رشد مهارتهای شناختی کودک و جنبه های عملی مهارتهای حرکتی او لازم می باشند. طبیعتا تمرین برای کاربردی شدن یک مهارت در اجرای تکالیف روزمره زندگی ضروری است. رشد مهارتهای قیچی کردن: این مهارت زمانیکه ابتدا کودک قرار دادن انگشتان را داخل سوراخها می آموزد و قیچی را باز و بسته مینماید ظاهر میگردد. بریدن ابتدایی در واقع چیدن کوتاه، مرحله ای از بستن قیچی روی کاغذ بدون حرکت دادن کاغذ و ناتوانی در باز و بسته کردن مکرر قیچی حین خم کردن شانه و باز کردن آرنج برای حرکت دادن عرضی کاغذ میباشد. کودکان سه ساله ساعد را در وضعیت چرخش به داخل یا در وضعیت میانی یا بین این دو قرار میدهند. در ۴ سالگی کودکان طبیعی هر دو ساعد را جهت فعالیت بریدن در حالت میانی قرار میدهند. مقیاس حرکتی-رشدی پی بادی مراحل زیر را برای مهارتهای قیچی کردن بیان میکند: ۱)   در دو سالگی کودک قادر به چیدن کوتاه با قیچی است. ۲)     در ۲/۵ سالگی اغلب کودکان قادر به بریدن یک کاغذ ۶ اینچی هستند. ۳)     در ۳ سالگی تا ۳/۵ سالگی میتوانند بر روی یک خط ۶ اینچی برش بزنند. ۴)    در ۴-۳/۵ سالگی میتوانند یک دایره ببرند. ۵)    در ۵-۴/۵ سالگی میتوانند یک مربع را ببرند. مهارتهای پیچیده تر بریدن بین ۷-۶ سالگی رشد میکند. سایر عواملی که درمانگر می بایست مدنظر داشته باشد شامل: پهنای خط برش، اندازه کاغذ، اندازه طرحی که باید بریده شود و پیچیدگیهای طرح میباشد. گرفتن قیچی طی زمان تغییر میکند. وضعیت شست داخل یکی از سوراخها ثابت باقی می ماند اما وضعیت سایر انگشتان بسته به سطح پختگی کودک و نوع قیچی مورداستفاده تغییر میکند. در گرفتن ماهرانه که حتی قبل از ۶ سالگی بدست نمی آید کودک انگشت میانی خود را در سوراخ پایینی دسته قرار میدهد و دو انگشت داخلی را خم میکند و انگشت اشاره برای ثابت کردن، قسمت پایین قیچی، وضعیت میگیرد. رشد استفاده از ابزار غذاخوری: سن عمومی که یک کودک استفاده از ابزار مختلف غذاخوری را می آموزد به شرح ذیل است: قاشق در ۱۸ ماهگی، چنگال ۲/۵ سالگی و کارد در ۶ سالگی. اغلب کودکان ۱۷ ماهه یا بزرگتر بطور واضح دست برتر را در خوردن نشان میدهند. رایجترین الگوی گرفتن قاشق، الگوی گرفتن کف دستی عرضی است که ۴ انگشت دور قاشق خم میشوند. در دو الگوی کاربردی دیگر انگشتان خم هستند ولی دسته قاشق بجای اینکه در کف دست باشد در سطح انگشت قرار دارد. در ۱۷ تا ۲۳ ماهگی این الگو با چند درجه اکستنشن انگشت اشاره همراه است که پیش نیاز تنظیم جهت قاشق در دست و شبیه گرفتن قدرتی میباشد. نوزادان بطور فزاینده در استفاده از قاشق در این دوره ماهرتر میشوند و کنترل بینایی آنها بر فرآیند ارتقا می یابد. آموختن استفاده از کارد مستلزم یادگرفتن ثابت نگهداشتن غذا با یک دست یا با وسیله ای دیگر است، در این حالت کودک با دست برتر خود چاقو را برای بریدن یا جداکردن میگیرد. مرکز كاردرمانى و گفتاردرمانى تاک سعادت آباد_خ سرو غربی_پلاک145

دسته بندی: 

مرکز توانبخشی تاک