عقب ماندگى ذهنى

 

عقب ماندگى ذهنى شايعترين ناتوانايى رشدى است كه بر حسب تعريف آن، ٠/٨ ٪ تا ٣٪ از  كودكان را گرفتار ميسازد. تعاريف عقب ماندگى ذهنى شامل سه بخش اصلى ميباشند: آسيب بارز توانايى هوشى كه معمولا بوسيله ازمونهاى سنجش روانى-آموزشى مشخص ميشود، شروع پيش از ١٨ سالگى و آسيب مهارتهاى انطباقى لازم براى زندگى مستقل ( ارتباط، فعاليتهاى روزمره زندگى، فعاليتهاى ابزارى، كار، بازى/ اوقات فراغت، آموزش و مشاركت اجتماعى ). 

از ازمودن رسمى و گرفتن شرح حال بمنظور تشخيص عقب ماندگى ذهنى استفاده ميشود. آزمودن معمولا شامل آزمون هاى هوش و رفتار انطباقى ( استدلال پايه، دانش محيطى و مهارتهاى روزمره  زندگى و حفاظت از خود متناسب با سطح رشدى ) ميباشد.

اگرچه كاربرد نمرات بهره هوشى، جاى بحث دارد، نمرات پايينتر از متوسط قابل توجه، شاخص خوبى براى پيش بينىعملكرد شناختى در اينده خواهد بود. خوشبختانه هوش، تركيبى از مهارتهاى گسترده تر، و پيچيده تر از آن چيزى است كه در قالب ازمونهاى هوش نشان داده ميشود. علاوه بر آن، زمينه هاى رشدى كودكان عقب مانده ذهنى همانند رشد كودكان عادى، بطور قابل ملاحظه اى تحت تاثير شرايط اجتماعى-اقتصادى، حوادث محيطى، داشتن حداقل يك والد با وابستگى بسيار به كودك و انعطاف پذيرى منحصر به فرد كودك، ميباشند.

معمولا كودك هنگامى عقب مانده ذهنى شناخته ميشود كه نمره او بيش از دو انحراف استاندارد پايينتر از محدوده عادى براى سن وى باشد. 

در DSM-IV چهار سطح براى عقب ماندگى ذهنى در نظر گرفته شده است: خفيف، متوسط، شديد و فراگير.

بهره هوشى كودكان با عقب ماندگى ذهنى خفيف در محدوده تقريبا ٥٥ تا ٧٠ ميباشد. توانايى يادگيرى مهارتهاى تحصيلى و پيشرفت مهارتهاى اجتماعى و حرفه اى اين دسته از كودكان در سومين تا هفتمين پايه تحصيلى صورت ميگيرد. ميزان استخدام بزرگسالان با عقب ماندگى ذهنى خفيف ٨٠٪ ميباشد و ٨٠٪ از آنها تشكيل خانواده ميدهند.

محدوده بهره هوشى كودكان با عقب ماندگى ذهنى متوسط، تقريبا ٤٠ تا ٥٥ است. اين دسته نيازمند حمايت به منظور داشتن عملكرد در جامعه ميباشند. پيشرفت تحصيلى انها بيش از پايه دوم نميباشد. اما معمولا قادر به اداره كاركردهاى روزانه و انجام فعاليتهاى غير ماهرانه يا نيمه ماهرانه در قالب كارگاه هاى حمايت شده ميباشند. موقعيتهاى گروهى خانگى معمولا از جانب خانواده ها براى چنين كودكانى انتخاب ميشوند.

محدوده بهره هوشى كودكان با عقب ماندگى ذهنى شديد، تقريبا ٢٥ تا ٤٠ است. اين دسته معمولا قادر به يادگيرى نحوه برقرارى ارتباط و تقويت عادات بهداشتى پايه، ميباشند. با وجود اين، نيازمند حمايت ونظارت زياد در انجام بسيارى از تكاليف هستند. 

كودكان با عقب ماندگى ذهنى فراگير، بهره هوشى پايينتر از ٢٥ دارند. اين دسته نيازمند مراقبت شبانه روزى بوده و معمولا ظرفيت بسيار كمى براى كاركردهاى حسى-حركتى يا مراقبت از خود دارند. اين كودكان اغلب از كاستى هاى عصبى-عضلانى، ارتوپديك يا رفتارى رنج ميبرند. 

عقب ماندگى ذهنى يك نقص كاركردى است كه چندين ناتوانايى را توصيف ميكند. اين اختلال ميتواند در نتيجه عارضه هاى ديگر يا بدون دليل واضح باشد.

اين علل معمولا بدين صورت طبقه بندى ميشوند:

١. مشكلات اكتسابى دوران كودكى ( مثال ضربه، سموم يا عفونت )

٢. مشكلات مربوط به رشد جنين و حين تولد

٣. مشكلات كروموزومى

٤. بد شكلى هاى سامانه عصبى مركزى

٥. ناهنجارى هاى مادرزادى

٦. اختلالات عصبى-جلدى، متابوليك و غدد درون ريز.

تقريبا ٨٠٪ كودكان با عقب ماندگى ذهنى از مشكلات همراه روج ميبرند. براى مثال برآورد شده است كه تقريبا ٥٠٪ اين كودكان مشكلات گفتارى، ٥٠٪ مشكلات جابجايى و تحرك در محيط، ٢٠٪ مشكلات حمله اى و تشنج، ٢٥٪ مشكلات بينايى و ٤٠٪ عارضه هاى مزمن مانند بيمارى قلبى، ديابت، كم خونى، چاقى و مشكلات دندانى را تجربه ميكنند. 

علائم اوليه آسيب شناختى عبارتند از: كاهش سطح هوشيارى يا بازى خودبخودى، دشوارى هاى تغذيه اى و علائم خفيف عصب شناختى نظير اختلالات توازن و تعادل، قرينگى حركتى، مهارتهاى ادراكى- حركتى و حركات ظريف.

تشخيص رسمى عقب ماندگى ذهنى عموما هنگامى صورت ميگيرد كه كودك به سن دبستان رسيده باشد، زيرا آزمودن هوشى در دوران پيش دبستانى بدليل حساسيت آزمايش محدود ميباشد.

در توانبخشى كودكان كم توان ذهنى، تعيين نوع خدمات و راهنمايى والدين، فرزندان و ديگر اعضاى خانواده بسيار حائز اهميت است.

امروزه، متخصصان حوزه سلامت و توانبخشى فلسفه ادغام و ورود افراد عقب مانده ذهنى به محيط اجتماعى را مورد تاكيد قرار ميدهند. مداخله زود هنگام و به دنبال آن خدمات و برنامه هاى درمانى، فرصت دستيابى به حداكثر سطح كاركردى در محيط با حداقل محدوديت  را براى چنين افرادى فراهم مياورد.

برنامه هاى توانبخشى و كاردرمانى زودهنگام براى كودكان عقب مانده يا با تاخير ذهنى معمولا بر تسهيل دستيابى به نقاط عطف رشدى، ارتقا رشد، پيشرفت مهارت هاى مراقبت از خود، بهبود مهارت هاى زبانى و حركتى و حمايت و آموزش والدين متمركزند. كاستى هاى ويژه طى رشد كودك ممكن است در برنامه هاى آموزشى خاصى گنجانده شوند.

رشد علائق و مهارتهاى حرفه اى، مهارتهاى اجتماعى، آموزش مسائل جنسى و مهارتهاى حضور در جامعه براى نوجوانان كم توان ذهنى ، ضرورى است. 

 

سيد محسن احكامى

كارشناس ارشد كاردرمانى

 

كاردرمانى  گفتاردرمانى تاك

سعادت آباد ،شهرك غرب غرب تهران

مركز كاردرمانى گفتاردرمانى غرب تهران شمال تهران

دسته بندی: 

مرکز توانبخشی تاک