معایب تک فرزندی

احساس مسئولیت بیش از حد تک فرزندها نکات مثبت بیشتری نسبت به سایر بچه ها دارند، چرا که با بزرگترها بیشتر دم خور بوده اند و دایره ی لغات وسیع تر و رفتار بالغانه تری پیدا کرده اند؛ ولی متاسفانه برخی از والدینی که، به هر علت، تنها یک فرزند دارند، گاهی به دلایل خاصی مثل دلسوزی های بی جا برای فرزند، داشتن انتظارات و توقعات بیش از حد توان فرزند، وابسته نمودن خود به فرزند و یا بالعکس، روش های تربیتی نادرستی را در پیش می گیرند که در نهایت باعث به وجود آمدن مشکلاتی در زندگی تنها فرزندشان می شود. گاهی رفتار و توقعات والدین به شکلی است که تک فرزندان و فرزندان اول، احساس مسئولیت زیادی پیدا می کنند. و در نتیجه، این فرزندان خودشان را مسئول حفاظت از قوانین، ارزش ها و توقعات خانواده و حتی اقوام و فامیل می دانند. آنها تصور می کنند که همیشه باید کاملا مفید و ثمربخش باشند و نسبت به والدین شان و کلیه اعضای خانواده و اقوام احساس مسئولیت می کنند. آنها حتی به اشتباه خودشان را مسئول برطرف کردن نقایص و کاستی های والدین می دانند و دائم در پی این هستند که نیازهای عاطفی و یا آرزوهای برآورده نشده ی آنها را برآورده نمایند. گاهی آنها به اشتباه نقش والدی را که غایب یا بی کفایت است بر عهده می گیرند و می خواهند خلا او را پر کنند. محبت افراطی والدین اگر والدین با روشهای صحیح فرزندپروری آشنا نباشند، ممکن است که بیش از حد به فرزند یا فرزندان شان محبت و توجه کنند. این افراط در محبت و توجه کردن مثل افراط در هر کار دیگر نتایج خوبی در بر ندارد. این محبت افراطی، هم می تواند نسبت به کودک تک فرزند باشد، هم می تواند نسبت به کودکانی باشد که در خانواده های چند فرزندی زندگی می کنند. به هر صورت تاثیر مخرب آن برای همه یکسان است. فرقی نمی کند که بچه ی اول، تک فرزند یا بچه ی آخر باشد. به هر حال بچه ای که بیش از حد مورد توجه و محبت قرار می گیرد روند رشد شخصیتی درستی نخواهد داشت، و این می تواند در خانواده های چند فرزندی هم اتفاق بیفتد. اما اغلب تک فرزندها یا حتی فرزندان اول به دلایلی مورد توجه خاص والدین و اقوام قرار می گیرند و معمولا والدین فکر می کنند که چون فقط همین یک فرزند را دارند، پس باید هرچه خواست برایش تهیه کنند و هر کاری که گفت انجام دهند. آنها فکر می کنند باید کاری کنند که همه چیز به میل او باشد، هر طور خواست رفتار کند و همه چیز برایش مجاز باشد. گاهی والدین تصور می کنند نباید هیچ محدودیتی برای تک فرزند خود قائل شوند. آنها تصور می کنند که چون همین یک بچه را دارند می توانند تمام سرمایه های مادی و معنوی خود را در اختیار او بگذارند، و متاسفانه این برای رشد شخصیت فرزند بسیار بد است. سخت گیری افراطی  گاهی والدین از طرف دیگری زیاده روی می کنند و نظم، سختگیری، اجبار و تربیت های بسیار سخت و نظام دار را به شکلی تعدیل نشده و افراطی بر فرزندان شان اعمال می کنند. این روش تربیتی هم آثار مخرب و نامطلوبی دارد. هریک از این رفتارها، یعنی محبت و رسیدگی بیش از اندازه یا سخت گیری و انتظارات بیش از حد، می تواند به فرزندان آسیب برساند. ائتلاف والد و فرزند اگر ارتباط بین زوجین ضعیف یا تخریب شده باشد، ممکن است یکی از والدین به اشتباه با تک فرزندش ائتلاف و علیه والد دیگر موضع گیری کند، یا ممکن است تک فرزند به اشتباه خود را مسئول اختلاف والدینش بداند و بخواهد که ارتباط بین زوجین را اصلاح و تقویت نماید. این مساله مرزهای ضروری بین والدین و فرزند را می شکند، در نتیجه فرزند خودش را مجاز می داند که برای والدینش تعیین تکلیف کند. فرزند از نقش فرزندی خارج شده و به نقش یک بزرگسال والد و مسئول در می آید. چنین تغییر نقش هایی به هیچ عنوان سازنده نیست. فرزند باید در نقش فرزندی باقی بماند و دوران کودکی، نوجوانی و جوانی خود را به صورت طبیعی طی کند. مسائل بزرگسالان و والدین به خود آنها مربوط است، آنها باید خودشان، بدون دخالت دادن فرزند مسائل را خود را حل کنند. والدینی که مشکلاتشان را در حضور کودکان مطرح می کنند و بدتر از آن کودکان را نیز درگیر مسائل خود می کنند، والدینی ضعیف هستند که بلوغ و پختگی لازم را برای والد بودن ندارند. آنها از حل مسائل بین خودشان عاجز هستند و در این ضعف، کودکان را مستمسک قرار می دهند. این مسائل در هر خانواده ای می تواند رخ دهد ولی معمولا امکان اینکه تک فرزندان درگیر چنین تله هایی شوند بیشتر است.   منبع: کتاب تک فرزندی، دکتر الهام شیرازی، نشر قطره

 مرکز توانبخشی تاک سعادت آبادغرب تهران شمال غرب تهران

دسته بندی: 

مرکز توانبخشی تاک